تبليغاتX
طبیعت

طبیعت

بحث درمورد خلقت

این وبلاگ تا اطلاعیه ثانوی بروز نخواهد شد.

نظرات خود را در مورد عملکرد وبلاگ با من در میان بگذارید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/16ساعت 4:16  توسط   | 

 پس از گذشت چند ماه می خواهیم دوباره این بحث را ادامه بدهیم. تیشتر دوست عزیز میلی برای من ارسال کردند و خواستار آن شدند که با این نوشته بحث را در وبلاگ ادامه دهیم. اکنون من این نوشته را بدون تغییر در اختیار شما قرار می دهم

 


 

پرسش از وجود خداست، پس بهتر است به تبار شناسی این باور بپردازیم، به عبارتی ببینیم این دانایی از کجا ناشی می‌شود.

در حال حاضر این باور بر اساس کتاب‌های آسمانی و ادیان الهی است، لیک اگر بخواهیم این داده‌ها را نادیده بگیریم، باید کمی به گذشته بنگریم. انسان موجودی شکارچی- گردآورنده است ولی ابزارهای لازم برای شکار را ندارد، از این رو خود نیز شکار مناسبی به شمار می‌آید. از این رو وی یا باید مشغول شکار باشد و یا مشغول فرار. بنابراین انسان رویکرد اجتمعی شدن را برمی‌گزیند و با تولید سلاح بر تواناتیی‌های خویش می‌الفزاید.

اما نژاد Homu (همان نژاد انسان) با بزرگ شدن جمجه و پیچیده شدن مخچه، توانایی اندیشیدن و از سویی دیگر با اجتماعی شدن زمان آزاد می‌یابد. بنابراین فلسفیدن و اندیشه درباره چرایی وجود به تفریحی برای انسان بدل می‌شود. تولید خدایان، بت‌ها، آیین‌ها و اساطیر زاییده مغز انسان است و در واقع خدا را انسان آفرید.

ولی چرا؟

بسیاری از اساطیر و باورها برای تقفسیر جهان و قابل پیش‌بینی کردن آن است و خدا...

خدا موجودی است استعلایی که برای فرار انسان از واقعیتی تلخ تولید شده است: ما تنهاییم.

این ایده بزرگ بشری به هیچ وجه موجودی یکه و یگانه نبوده است و این خدا با گذشت زمان از موجودی خونریز و جنگجو به موجودی مهربان بدل می‌شود که سرنوشت انسان را به دست می‌گیرد و برای هدایت ورهنمون ساخاتن وی به سعادت، وارد روزمرگی می‌شود.

اکنون در بسیاری از جوامع باور به خدا رنگ و بوی خویش را از دست می‌دهد و این موضوع به دو دلیل است:

علم عرصه را برای خرافات و کژاندیشی‌های رایج تنگ کرده است و گویی خدا میدان را به دانشمندان باخته است.

انسان تنهایی و به عبارت هایدگر، پرتاب شدگی، را باور کرده است و با آن کنار آمده است.

لیک در جوامع مذهبی، چون ما، هنوز این باورها بر اساس مذهب به قوت خویش برقرار هستند و اندیشیدن با دگماتیسم روبه‌رو می‌شود.

 

پی‌نوشت 1: این نوشته نوشته‌ای است علمی )هرچند کوتاه) و می‌توان به هرکجای آن ایراد گرفت. نگارنده آماده پاسخ‌گویی به این مسائل می‌باشد.

پی‌نوشت 2: خواهشمندم برای پاسخ دادن یا نظر دادن از ‌آموزه‌های دینی استفاده ننماید، زیرا برای آنان پاسخی علمی وجود ندارد و بحث ابتر می‌گردد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/06ساعت 23:21  توسط   | 

من فکر کنم بنابر نظراتی که گفته شد این بهترین پست برای اولین بحث می تواند باشد.

ما در اینجا قصد نداریم ادیان را زیر ذره بین بگذاریم و در مورد آنها نظر خاصی مانند درست یا غلط بودنشان بدهیم بلکه به کمک این ادیان و نظریات و فلسفه های موجود می خواهیم در مورد سوالاتی که در این بحث ها مطرح می شوند جوابهایی بیابیم.

پس ما قبل از اینکه وارد ادیان و مذاهب بشیم (بطور کل اعتقادات) بهتر است از وجود یا عدم وجود خدا شروع کنیم اما برای اینکار لازم می دانم که برای سوالاتی (که حداقل من جوابهایشان را نمی دانم) جوابی پیدا کنیم. به نظرم با توجه به سوالات راحت تر می توان به نتیجه رسید.

سوالات این بحث:

- آیا این دنیا هدفمند است؟ چرا؟

- آیا زندگی ما انسانها هدفمند است؟ چرا؟

نکته: اگر هدفی موجود است سعی کنیم آنرا در این بحث مطرح نکنیم چراکه مستقیمآ وارد بحث دین خواهیم شده که کسی خواستار آن نیست. پس فقط با استناد به دلایل خود وجود یا عدم وجود هدف را بیان کنید.

از آنجایی که ما قرار نیست به جواب قطعی برسیم و بطور کامل ثابت کنیم و یا کسی را در اینجا به چیزی متقاعد کنیم, می توانیم بحث های آینده را بدون در نظر گرفتن جواب مطرح کنیم (منظور سوالاتی که به جواب های این بحث ارتباطی نداشته باشند) یا اینکه بحث ها را بعد از مرحله ای جدا کنیم (مثلآ کسانی که دنیا را هدفمند می گویند یا کسانی که نمی گویند). در اینکه این بحث های آزاد چگونه ادامه خواهند یافت هر فکری داشته باشم قطعآ همه ی شما اعتراض خواهید کرد بنابراین از حالا می پرسم که در چنین مواردی چه کنیم؟

دوستانی از جمله سیاوش جان خواستند که توضیحاتی را در مورد اعتقادات مختلف بیان کنیم. شاید در هر بحثی از بعضی اعتقادات خلاصه وار مطلبی مطرح بشه اما از آنجا که تعداد این اعتقادات و توضیحات آنها کم نیست سعی می کنم آنها را بصورت منابعی از دیگر سایتها و وبلاگ ها در پیوندهای روزانه ارائه بدم. همه ی دوستان می توانند منابع خود را معرفی کنند تا در این قسمت قرار دهیم اما به شرطی که:

1. حاوی تبلیغات مذهبی مستقیم و یا تبلیغات برای انحراف افراد از اعتقادات خود نباشند و فقط به توضیحات بسنده کنند.
2. توهین به مقدسات دیگران نباشد و از کلمات ناشایست برای توصیف استفاده نکرده باشد.
3. حدالمقدور از منابع معتبر یاشد نه شخصی
4. تا جایی که امکان دارد از منابعی باشد تا دسترسی برای ایرانیان ساکن در ایران ممکن باشد.
5. ویروس و تروجان نداشته باشد.

اگر پیوندی یکی از این موارد را رعایت نمی کرد به من اطلاع دهید تا آنرا حذف کنم. اگر شرایطی دیگری را ملزم می دانید اطلاع دهید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/17ساعت 1:28  توسط   | 

بحث هایی که پیشرو داریم بقدری گسترده و حجیم هستند که آدم نمی دونه از کجا شروع کنه.

بنظرم در این قسمت هر کس نظر خود را راجع به اینکه بحث چگونه آغاز و هدایت بشه ارائه بده تا در انتها اختلافات کمتری داشته باشیم.

من فکر کنم توضیحات کافی در حاشیه ی وبلاگ در مورد نحوه ی برخورد خودم و دیگران در وبلاگ دادم اما اگر نکته ای از قلم افتاده یاد آوری کنید تا حدالمقدور بحثی مفید و سالمی داشته باشیم.

همچنین از دوستان برای نظرات این قسمت می خوام که نوع دین و یا باور (که می تونه ترکیبی هم باشه) بیان کنند که اگر احیانآ همدیگرو نمی شناسیم در خصوص این بحث با هم آشنا بشیم و کارمون در مباحث کمتر باشه.

خب برای آغاز معرفی, من اعتقاد خودم را اینطور توصیف کنم که من هنوز یک مسلمانم اگرچه ممکنه خیلی از مسئولیتهای یک مسلمان را بجا نیارم اما خواسته یا نا خواسته از خدا نام می برم و اعتقاد قلبی نسبی دارم.

اما....
اما اینکه من مطالعات فلسفی و تا حدودی از ادیان دیگر هم داشتم. یعنی تاثیراتی از آنها نیز در من هست. ولی از همه بیشتر از نوشته ها و نظریات بندیکت اسپینوزا تاثیر گرفتم و به نوعی سعی کردم با این نظریات دلایلی برای موجه بودن و واقعی بودن خدا و ادیانی چون اسلام بیارم.

خب, من در باره ی خودم گفتم حالا این زمین خالی نظرات منتظر شماست.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/12ساعت 2:2  توسط   |